ناصر خسرو

110

جامع الحكمتين ( فارسى )

[ b 34 ] - از شمس و قمر و زحل و مشترى و مريخ و زهره و عطارد - اندر عالم جسمى آثاراند از آن لطايف و اصول كه مبدعات‌اند « 1 » . و اندر عالم صغير كه مردمست ، آثار از آن هفت جوهر ابداعى نيز هفتست : يكى حيات ، و ديگر علم ، و سه ديگر قدرت ، و چهارم ادراك ، و پنجم فعل ، و ششم ارادت ، و هفتم بقا . ( 106 ) و هر مردمى را از آن هفت جوهر ابداعى - ( از ) اين هفت معنى كه ياد كرديم - بهره‌ئى است بر اندازهء قبول جوهر نفس او مر آن را ، هم چنانك مر هر گوهرى ( را ) از هفت گوهر جسمى كانى از هفت سيّاره بهره است بر اندازهء قبول جوهر جسم مر آن را ؛ تا يك نفس بمنزلت نبوّتست ، چنانك يك جوهر بمنزلت زرست ؛ و يك نفس بمنزلت وصايت است ، چنانك يك « 2 » جوهر بمنزلت سيمست ، و هم چنانك جواهر هفت‌اند - از زر و سيم و آهن و مس و ارزيز و سرب و سيماب - مردم ( را ) اندر مراتب دعوت نيز هفت منزلت است ، از رسول و وصىّ و امام و حجّت و داعى و مأذون و مستجيب . و چنانك هر جوهرى را از جواهر معدنى ازين هفت كوكب جسمى نورى و لطافتى بهره‌ئى آمده است - بر قدر قبول جوهر و طينت او مر آن را ، - جواهر مردمى را از آن انوار « 3 » أزلى أوّلى - نيز بر قدر قبول جوهر نفس او - بهره است . و هر چند جواهر معدنى همه زر نيست ، هر يكى از جواهر نيز از انوار كواكب جسمى و لطافتى « 4 » آن بهره يافته است و لطافت گرفتست كه بدان نور و لطافت از منزلت بسايط « 5 » طبايع جدا شده است .

--> ( 1 ) مبدعات : مدعات A ( 2 ) يك : يكى A ( 3 ) انوار : انراب A ( 4 ) لطافتى : لطافت A ( 5 ) منزلت بسايط : موات و بسايط A